تبلیغات
دعا. حدیث .مطلب دینی
173
داستان عجیب مفاتیح و قرآن
توسط یك بنده خدا نوشته شده در رابطه با مطالب كه حال انسان رو جا می آرن , مطالب عجیب , داستان های شگفت , که در چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 ارسال شده

در تاریخ شنبه آخر جمادى الثانیه 94 جناب حاج ملا على بن حسن كازرونى كه داستان 54 از ایشان نقل گردید از كویت به شیراز آمدند و بیمار بودند و براى درمان به بیمارستان نمازى مراجعه كردند. كتاب مفاتیح الجنان و قرآن مجید همراه آورده و فرمود كه به قصد شما آورده ام و این دو هدیه را داستانى است .
اما مفاتیح : شما كه با سابقه اید كه من در كودكى بى پدر و مادر شدم و كسى مرا به مكتب نفرستاد و بى سواد بودم تا سالى كه به عزم درك زیارت عرفه ، كربلا مشرف شدم ، روز عرفه برخاستم مشرف شوم از كثرت جمعیت راه عبور مسدود بود به طورى كه نمى توانستم حرم مشرف شوم و هرچه فحص كردم یك نفر باسواد را كه مرا زیارت دهد و با او زیارت وارده را بخوانم كسى را ندیدم شكسته و نالان حضرت سیدالشهداء را خطاب كردم :
آقا! آرزوى زیارتت مرا اینجا آورده ، سوادى ندارم ، كسى هم نیست مرا زیارت دهد. ناگاه سید جلیلى دست مرا گرفت فرمود: با من بیا پس از وسط انبوه جمعیت راه باز شد پس از خواندن اذن دخول وارد حرم شدیم زیارت وارث را با من خواند و پس ‍ از زیارت به من فرمود: پس از این زیارت وارث و امین اللّه را مى توانى بخوانى و آنها را ترك مكن و كتاب مفاتیح تماما صحیح است و یك نسخه آن را از كتابفروشى شیخ مهدى درب صحن بگیر. حاج على مزبور گوید در آن حال متذكر شدم لطف الهى و مرحمت حضرت سیدالشهداء را كه چطور این آقا را براى من رسانید و در چنین ازدحامى موفق شدم پس سجده شكرى بجا آوردم چون سر برداشتم آن آقا را ندیدم هرطرف كه رفتم او را ندیدم از كفشدارى پرسیدم گفت آن آقا را نشناختم

خلاصه چون ازصحن خارج شدم و شیخ مهدى كتابفروش را دیدم پیش از آنكه از او مطالبه كتاب كنم این مفاتیح را به من داد و گفت نشانه صفحه زیارت وارث و امین اللّه را گذاشته ام ، خواستم قیمت آن را بدهم ، گفت پرداخته شده است و به من سفارش كرد این مطلب را فاش نكن ؛ چون به منزل رفتم متذكر شدم كاش از شیخ مهدى پرسیده بودم از كسى كه حواله مفاتیح براى من به او داده است .
از خانه بیرون آمدم كه از او بپرسم فراموش كردم و از پى كار دیگرى رفتم ، مرتبه دیگر به قصد این پرسش از خانه بیرون شدم باز فراموش كردم خلاصه تا وقتى كه در كربلا بودم موفق نشدم .
سفرهاى دیگر كه مشرف مى شدم در نظر داشتم این پرسش را بكنم تا سه سال هیچ موفق نشدم ، پس از سه سال كه موفق به زیارت شدم شیخ مهدى مرحوم شده بود (رحمة اللّه علیه ).
و اما قرآن مجید پس از عنایت مزبور به حضرت سیدالشهداء علیه السّلام متوسل شدم كه چون چنین عنایتى فرمودید خوب است توانائى قرآن خواندن را مرحمت فرمایید تا اینكه شبى آن حضرت را در خواب دیدم پنج دانه رطب دانه دانه مرحمت فرمود و من خوردم و طعم و عطرش قابل وصف نیست و فرمود مى توانى تمام قرآن را بخوانى .
پس از آن این قرآن مجید را شخصى از مصر برایم هدیه آورد و من مرتب از آن مى خواندم و سپس هر كتاب حدیث عربى را مى توانم بخوانم .


  نویسنده : یك بنده خدا        نظرات    ادامه مطلب را دنبال کنید
چگونگی خلاص شدن از دام شهوت آیت الله بحجت استمناء ثواب گناه کبیره حضرت ابوالفضل (ع) داستان های شگفت پاداش کار خیر مجمع البحرین ج1 ص431 سوره قصص راه کاری برای درمان خود ارضایی ترک خود ارضایی غیبت گناه امام زمان خداوند امام زمان (عج) قرآن قبر چشم خود ارضایی ویژگی های بهشت حضور قلب امام رضا (ع) روزه نامحرم نماز کیفیت نماز شب بهشت دعا زیارت عاشورا شیطان علامه طباطبایی کربلا عاشورا وعده خداوند امام علی امام علی (ع) قیامت حاجت درمان خود ارضایی آیت الله بهجت بحارالانوار binameh.com امام حسین (ع) گناه چشم بهجت بهشتیان ر.ک: المیزان ج14 نماز شب