تبلیغات
دعا. حدیث .مطلب دینی
177
یا قمر بنى هاشم ... یا اباالفضل سوختم !
توسط یك بنده خدا نوشته شده در رابطه با مطالب كه حال انسان رو جا می آرن , مطالب عجیب , که در یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 ارسال شده

آقاى یزدان پناه پیمانكار ساختمان است . او به خانواده اش علاقه زیادى دارد. از همین رو هیچ گاه از كار و تلاش باز نمى ماند.
آقاى یزدان پناه همیشه در كنار كارگرانش و همپاى آنها كارى مى كند و اعتقاد دارد كه هیچ برترى میان او و آنها نیست و همه باید در انجام كارها خود را سهیم بدانند. او مدت ها پیش ، كار ساختن چند واحد آپارتمان را بر عهده گرفته و كم كم در مراحل پایانى قرار مى گیرد.
آن روز، روز حادثه ، او بى آن كه بداند چه اتفاقى انتظارش را مى كشد، یك نبشى آهنى به طول 6 متر را روى شانه مى اندازد تا از طبقات بالا به پایین ساختمان بیاورد.
بیرون ساختمان ، شاید در فاصله چند مترى ، چند رشته سیم فشار قوى برق كه از هر كدام ، برقى به قدرت بیست هزار ولت مى گذرد، قرار دارد.
سیم هایى كه فاصله چندانى با یكى از پنجره ها ندارد. آقاى یزدان پناه ، بى توجه به این موضوع ، از پله ها پایین مى آید. او براى عبور از مسیر باریك پاگرد پله ها، به ناچار میله آهنى را از پنجره بیرون مى كند، میله ، آرام آرام به سیم هاى فشار قوى نزدیك و نزدیك تر مى شود و در یك لحظه ، واقعه اى كه نباید اتفاق بیفتد، مى افتد.
- نه ... یا قمر بنى هاشم ... یا اباالفضل ... سوختم !


این صدا، تنها فریادى بود كه از دهان آقاى یزدان پناه بیرون آمد و آن گاه او، تسلیم دردناك ترین لحظات زندگى اش شد. برق ، با همه توان از میله به بدن نحیف آقاى یزدان پناه منتقل مى شود. دستش را به میله مى چسباند و آن گاه از راه بازو به شانه به پشت بدن او منتقل مى شود. آن گاه به سمت پاها تغییر مسیر مى دهد و از آن جا بیرون مى زند.
جرقه هاى ناشى از اتصال میله آهنى با سیم ، صداى دلخراشى راه مى اندازد كه به گوش یكى از همسایه ها مى رسد.
- یا اباالفضل العباس ... یكى را برق گرفته است .
همسایه آقاى یزدان پناه كه از دیدن این صحنه شوكه شده ، مى گوید: باور كردنى نبود. رنگ در چهره آقاى یزدان پناه نمى دیدم . او خشك و بى حال اسیر جریان شدید برق شده بود و از او انگار دود بلند مى شد، وقتى فریاد زدم ، به این اطمینان رسیده بودم كه او دیگر در میان ما نیست .
با صداى او كارگران ساختمان از راه مى رسند و یكى از آنها، كه كفش هاى عایق به پا داشت لگدى به میله آهنى مى كوبد. میله از بدن آقاى یزدان پناه جدا مى شود. او یك طرف مى افتد و میله طرف دیگر. همچنان دود از آقاى یزدان پناه بلند مى شود. كفش هاى او كه محل عبور جریان برق بوده ، سوراخ شده است و خودش به نظر مى رسد كه بى جان افتاده است .
- باید او را به پزشك برسانیم .
- نه !... فایده اى ندارد، بهتر است پزشك قانونى را خبر كنیم .
یكى از كارگران ، بدون درنگ بدن خشك شده آقاى یزدان پناه را روى شانه مى اندازد و به سمت نزدیك ترین بیمارستان حركت مى كند. او بدون لحظه اى درنگ تا بیمارستان كه فاصله زیاد دورى ندارد. مى دود. وقتى به بیمارستان مى رسد و آقاى یزدان پناه را روى برانكارد مى خواباند، پرستاران اطراف او را مى گیرند.
- چه شده است ؟
- او را برق فشار قوى گرفته است .
بغض راه گلوى او را مى بندد و حرفش را ادامه نمى دهد. در همین لحظه پزشك از راه مى رسد و به سرعت گوشى را روى قلب بیمار مى گذارد. دقایقى بعد مى گوید:
- نه !... هنوز زنده است . اما باید از خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام كمك خواست .
تلاش تیم پزشكى براى نجات جان بیمار آغاز مى شود. دقایقى براى آنانى كه در بیرون اتاق عمل هستند به كندى و براى پزشك به سرعت مى گذرد. اما خوشبختانه عمل به پاس دعاى آنان كه چشم به سلامت بیمارشان داشتند، به خوبى به پایان مى رسد و یك نفر كه باید در برخورد با این جریان شدید برق ، جان به جان آفرین تسلیم مى كرد، زنده مى ماند. آقاى یزدان پناه كه از این حادثه جان سالم به در برده ، بعد ازبهبودى نسبى مى گوید:
- در یك لحظه بدنم متحمل فشار شدیدى شد. برق مثل آوار بر من فرود و تا وقتى كف پاهایم را سوراخ نكرده بود، عذاب سختى مى كشیدم ، اما به محض سوراخ شدن پاهایم ، یك دفعه احساس سبكى كردم . احساسى كه هیچ گاه در زندگى ام آن را تجربه نكرده بودم .
یكى از پزشكان مى گوید: خیلى عجیب بود. برق فشار قوى امكان زنده ماندن و حتى فكر كردن را از انسان مى گیرد. اما این بیمار، شاید به مدد دعاى بستگانش ، نه تنها آسیب جدى ندید، بلكه خیلى زود سلامت خودش را به دست آورد و به جمع خانواده اش پیوست .
یكى از متخصصان برق ، وقتى محل حادثه را دید، گفت :
- باور كردنى نیست ، او بدون تردید باید مى مرد. زنده ماندنش واقعه غیر قابل قبولى است . من فكر مى كنم . معجزه اى اتفاق افتاده باشد. بله ، واقعا همینطور است .
یكى ازمامورین اداره برق منطقه مى گوید: به محض اتصال برق بامیله آهنى ، در عرض چند ثانیه ، از ولتاژ برق كاسته مى شود، اما همچنان سیصد، چهار صد ولت برق وجود دارد. دعاى دوستان و بستگان آقاى یزدان پناه او را نجات داد. و خود مى گوید:
- سلامتم را مدیون توسل به قمر بنى هاشم حضرت ابوالفضل العباس ‍ علیه السلام مى دانم و دعاهایى كه در لحظات بحرانى برایم از درگاه خداوند شده بود

نام كتاب :چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (ع) جلد سوم
مؤ لف :على ربانى خلخالى



  نویسنده : یك بنده خدا        نظرات    ادامه مطلب را دنبال کنید
قرآن چشم نماز خداوند آیت الله بحجت کیفیت نماز شب امام حسین (ع) ثواب پاداش کار خیر راه کاری برای درمان خود ارضایی علامه طباطبایی دعا ترک خود ارضایی آیت الله بهجت ر.ک: المیزان ج14 قبر کربلا گناه کبیره استمناء گناه چشم امام زمان امام علی شیطان نماز شب امام رضا (ع) بهشتیان غیبت حضرت ابوالفضل (ع) ویژگی های بهشت عاشورا وعده خداوند حاجت امام علی (ع) امام زمان (عج) بهجت خود ارضایی سوره قصص درمان خود ارضایی زیارت عاشورا مجمع البحرین ج1 ص431 binameh.com چگونگی خلاص شدن از دام شهوت نامحرم بحارالانوار حضور قلب داستان های شگفت روزه بهشت گناه قیامت